!!!من با خودم قهرم!!!

دردی؛ عظیم دردی ست. با خویشتن نشستن؛ در خویشتن شکستن.

شکایت؟
ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

گاهی وقتها چه ساده عروسک میشویم!

نه لبخند میزنیم نه شکایت میکنیم!

فقط سکوت میکنیم که کسی نداند در دلمان چه میگذرد!

سکوتم از رضایت نیست    دلم اهل شکایت نیست!


 
...
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٤  کلمات کلیدی:

 اى واى بر اسیرى، کز یاد رفته باشد        بر دام مانده باشد، صیاد رفته باشد!!!


 
تکرار
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۳  کلمات کلیدی:

خیلى خسته ام!کاش این روزان و شبان تکرارزده رادستى مى تکاند.


 
گرفتار
ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٩  کلمات کلیدی:

به یادم خواهد ماند!

شبی تا صبح آواز بارش باران عزیزم را شنیدم،

و نتوانستم حتی از پنجره نیم نظری بر آن بیاندازم.

از شدت گرفتاری...!


 
نه انروز!!!! نه!
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٠  کلمات کلیدی:

واااای بر من که باز از کسی دوستت دارم شنیدم که نباید...

ولی اعتراف می کنم این بار نه دلم ریخت نه به قدر آن بار به هم ریختم!

یعنی که بار پیش از دل خودم خبر داشتم که می لرزد و یارای نه گفتن ندارد!

ولی باز هم ناراحتم! آیا این منم که دیگران را به این سو فرا می خوانم!

وااااااااااای بر من! 


 
زمزمه
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱٧  کلمات کلیدی:

این روزها آسمان

جای من یا جای خیلی های دیگر،

می بارد و سبکتر می شود...

انگار آدمی نیز وقتی دلش تنگ می شود

سنگین تر می شود...

یا اشک می بارد... یا کلمه ای می نویسد...شاید... 

بگذریم...

این روزها همه سراغت را

از من می گیرند:

بهار، باران

هوایی که نفسهایت را کم دارد

و همه بهانه هایی که یاد تو را نشانه گرفته اند...

و تویی که نیستی تا بهانه ات را بگیرم:

سلام، خوبی؟ روز بارانی ات بخیر...


 
دل ابری
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٩  کلمات کلیدی:

هوای دل ابری ام را

هواشناسی، بارانی پیش بینی می کند

هرگاه که آسمان شهرم

آبستن باران است چون امروز

 


 
رقص باران
ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٢٢  کلمات کلیدی:

بارونام با رقصشون هلهله برپا میکنن
میشینن رو پشت بوم چترشونو وا میکنن
حالا توی کوچه ها صدای ساز بارونه
باد آواره داره تو کوچه آواز میخونه
چه هوایی چه هوایی چه هوایــــــی

بازم اون ابر سیاه رو هوا پر میزنه
نمیترسم از هوا که عشق تو چتر منه
ای دو چشمون سیاه تو آتیش گردونه من
این دوتا شعله وحشی چی میخوان از جون من
چی میخوان از جون من
چی میخوان از جون من

عشق تو یه کفتره تو چشم من پر میزنه
در خونه دلم با خستـــــگی پر میزنه
بسکه بارون اومده میلرزه و خیسه تنش
خونه های دلمو یـکی یــکی سر میزنه
ای دو چشمون سیاه تو آتیش گردونه من
این دوتا شعله وحشی چی میخوان از جون من
چی میخوان از جون من
چی میخوان از جون من


 
دلگیر
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٢  کلمات کلیدی:

باز گره خورده بغضی در گلو

با بغض آسمان ابری این صبح دلگیر

اگر سر انگشتان نوازش باد گره نمی گشود

بارشی همزمان داشتیم

بر خاک نمناک و گونه های خشک من.

 


 
روز بارانی
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

یک روز عالی

با باران صبح آغاز شد

و با عصر تو به پایان رسید



 
← صفحه بعد