به تو عادت کرده بودم .... ای به من نزديکتر از من ...
ای حضورم از تو تازه ...ای نگاهم از تو روشن..
به تو عادت کرده بودم... مثل گلبرگی به شبنم...
مثل عاشقی به غربت ...مثل مجروحی به مرهم...
لحظه در لحظه عذاب ...لحظه های من بی تو ...
تجربه کردن مرگ زندگی کردن بی تو ...
من که در گريزم از من ...به تو عادت کرده بودم ...
از سکوت و گريه شب ...به تو هجرت کرده بودم..
با گل و سنگ و ستاره از تو صحبت کرده بودم ...
خلوت خاطره هام رو ...با تو قسمت کرده بودم...
به تو عادت کرده بودم .... ای به من نزديکتر از من ...
ای حضورم از تو تازه ...ای نگاهم از تو روشن...
به تو عادت کرده بودم... مثل گلبرگی به شبنم...
مثل عاشقی به غربت ...مثل مجروحی به مرهم...
---> ابی