!!!من با خودم قهرم!!!

دردی؛ عظیم دردی ست. با خویشتن نشستن؛ در خویشتن شکستن.

زمستانی ام من
ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢٩  

بهار سرسبزی خود را مدیون رفتن زمستان است.

با این حساب این زمستان است که بودن و نبودنش مهم است.

هنوز هم زمستان را بیشتر از هر فصلی دوست دارم. گویا طبعم زمستانی است!

خدانگهدار زمستان دلبندم. دلتنگی ام را تا دوباره بیایی و با بارش برف و باران همراهیش کنی در دل نگاه خواهم داشت و به انتظارت خواهم نشست. 


کلمات کلیدی:
 
دلخوشی
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٢۱  

دلخوشی های سابق ام چقدر زود گذر بوده اند!

مهتاب و برف و باران و دریا و ...

از دست رفته اند همه؟ یا دیگر به چشمم نمی آیند؟

دلخوشی های اخیرم چقدر احمقانه اند!‌

کفش و لباس و ماشین و رستوران...

سقوط یعنی همین!


کلمات کلیدی:
 
یادی از گذشته ها
ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٩  

نوشته های وبلاگم را مرور کردم...

مروری بر خاطرات تلخ و شیرین گذشته...

آنچه امروز آزرده ام کرده همان چیزی است که آرزویش کرده بودم ...بارها!

می دانستم که چقدر سخت خواهد گذشت بر من وقتی دل از من ببرد و برود اما از ته دل خواستم این را...  بارها!

از خدا می خواهم این دوران را برایش تسهیل نماید و می دانم که اینگونه خواهد بود. چرا که اینبار را خود خواسته است این اتفاق را...

 


کلمات کلیدی:
 
عشق در دل ماند و یار از دست رفت!
ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱٧  

عنوان گویاست!

حرف ها دارم برای نوشتن اما...


کلمات کلیدی: