!!!من با خودم قهرم!!!

دردی؛ عظیم دردی ست. با خویشتن نشستن؛ در خویشتن شکستن.

ایده آل!
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٦  

وقتی شعری که مطلوب ترین ترانه سردهء بهترین شاعرتون باشه را خواننده مورد علاقه تون بخونه نسبت به اون آهنگ چه حسی خواهید داشت؟

این دقیقا حسی ه که من نسبت به آهنگ "تو پاک مثل کبوتر" سرده "حمید مصدق" دلبندم و با صدای "حبیب" دارم .


کلمات کلیدی:
 
باز باران...
ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦  

باران می آید باز...

حیف که میزان بارشش به میزان رطوبت و دمای جبهه هوا و هزار و یک کوفت و زهرمار دیگر بستگی دارد، و نه به میزانِ دلتنگی ِ تو!

تازگی ها کوتاه می بارد و این آزارنده است برایم.


کلمات کلیدی:
 
سرد...
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٧  

سرد است این بهار و سرد است دست من

سرد است هرچه بینی و سرد است حس من...

سرما چگونه سیطره یافت بر همه چیز؟ چگونه؟

نمی دانم..

اگرچه عاشق زمستانم از سرما بیزارم!

عجب!

این یک نوع اختلال مغزی نیست؟

هست گویا!

پ. ن. مردن هرگز به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست. (این جمله این روزها رو نوار مغزم تکرار مدام میشه)


کلمات کلیدی: