به یادم خواهد ماند!
شبی تا صبح آواز بارش باران عزیزم را شنیدم،
و نتوانستم حتی از پنجره نیم نظری بر آن بیاندازم.
از شدت گرفتاری...!
واااای بر من که باز از کسی دوستت دارم شنیدم که نباید...
ولی اعتراف می کنم این بار نه دلم ریخت نه به قدر آن بار به هم ریختم!
یعنی که بار پیش از دل خودم خبر داشتم که می لرزد و یارای نه گفتن ندارد!
ولی باز هم ناراحتم! آیا این منم که دیگران را به این سو فرا می خوانم!
وااااااااااای بر من!